| |
|
| |
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387-8:50
-یکی از ما دو نفر |
| |
در شهر من خدا زندانی است!
نمی دانم چه بر سرم می آورند
آری از خورشیدخون می چکد
سیاهی سرزمین آریایی ام را فرا گرفته است
در نگاهم افسردگی موج می زند
از چه به نالم که ای کاش خاک ایرانم در تاخت سپاه چنگیز باقی می ماند
این نامردمی ها برای چیست؟
من ایرانی ام اما از من چه باقی مانده است؟
آری خدارا زندانی کرده اند
ازمن چه باقی مانده است؟
برخیز
بیا بامن و آریای باش. |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
چهارشنبه هفتم فروردین 1387-11:24
-یکی از ما دو نفر |
| |
من عاشق چشمانی هستم که از ان من نیست...
اری گاهی باید نرسید تا داشتن را حس کرد...
سال نو مبارک |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه دوم فروردین 1386-11:17
-یکی از ما دو نفر |
| |
گل کرد کوچه باغ نگاه زمان ما
با دست چینی از غزل زندگی بیا
این اتفاق ساده تکراری غریب
با هفت سین سفره سبز ترانه
زیبا ترین حضور تورا نقش می زند
این بار با بهانه زیبا شدن بیا
سال نو مبارک...!
(باران)
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه پنجم اسفند 1385-16:57
-یکی از ما دو نفر |
| |
تو بر بامي و من در اوج بي بامي
تو بر بام غزلهايي که از ترديد لبريز است
و من در اوج بي بامي
به دنبال يقين بو دنت
در گيرو دار رخوت خويشم...!
(باران)
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385-8:58
-یکی از ما دو نفر |
| |
دختر شباي مهتاب
اهل سرزمین نوری دشمن شبای یلدا یه فرشته ی زمینی رمز روشنای فردا مثه یه کلبه ی چوبی تو دل یه جنگل پیر مثه حس خوب بردن توی بازیای تقدیر
دختر شبای مهتاب ، تا همیشه مال من باش بیا با چادر نورت ، تو دلیل گم شدن باش
نگو راهمون یکی نیس باید از دلم جدا شی نگو قسمتم همینه که تو مال من نباشی قاصدک سیاهه اما من هنوز منتظر تو میدونم یه روز نزدیک میشنوم حرف دلت رو
چادر نورت و سر کن ، خط بکش روی سیاهی بذا تاریکی تموم شه ، تو که مثل نور ماهی
دو تا صندلی خالی نامه های نیمه کاره بی تو من پوچم و زخمی مثه یه کاغذ پاره کاش چشای من یه روزی تو نگات عشق و میدیدن دستای تو از رو گونه م گل بارون و میچیدن
دختر شبای مهتاب ، تا همیشه مال من باش بیا با چادر نورت ، تو دلیل گم شدن باش
سید ایمان پورحسینی
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه یازدهم آذر 1385-15:22
-یکی از ما دو نفر |
| |
بانوی آسمونی
((بانوي اين ترانه ها کاش بشه باز تو رو نوشت
که عالمي داره نگات يه جائيه مثل بهشت))
بانوي اين ترانه ها صداي آشناي من
ترانه نگاه تو شد مرز گريه هاي من
ميون قلب من و تو هزار تا درد و ماتم
کسي ميون ما که نيست اين راز ماست که مبهم
درد من و تو از غم تباهي ستاره نيست
ميون قلب من و تو هيچ گريه و گلايه نيست
نگاه عشق من و تو فقط به دست ما دوتاست
هميشه حرفه من و تو وجود بي ستاره هاست
بانوي مهتابي من بيا بريم با هم بهشت
منم که عاشق نگات کاش بشه باز از تو نوشت
(باران)
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه نهم آذر 1385-17:44
-یکی از ما دو نفر |
| |
آسمان را هوای بوسه زدن بر خاک است
باران
بهانه ايست.
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه دوم آذر 1385-22:55
-یکی از ما دو نفر |
| |
خورشيد نگاه تو
قطره هايي از درياي وجودم در درياي وجودت گم شده
اي کاش قطرهاي وجودم
با قطرهاي وجودت دريايي مي شد
که با تابش خورشيد به روي قطرها
به ياد مرواريد چشمانت...با ترانها مي ماندم
اي کاش با مرواريد نگاهت تا هميشه جاودان باقي بمانم
اي کاش چون سيبی سرخ باشم در دستان مهربان تو
اي کاش هميشه باران لياقت باريدن بر خاک را داشته باشد.
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385-20:8
-یکی از ما دو نفر |
| |
یک اتفاق
او یک اتفاق است
او محتاج نام نیست
در شهر او احتیاج یعنی عشق
آن احتیاج یک شور مروز است
رو به فردا
پر از امید
تنها یک چیز مهم است
فردا محتاج اتفاق است
لحظه ها زنده اند با اتفاق
یک اتفاق خوب...یک اتفاق بد..
یعنی گذر زمان
باید لبخند زد..زمان می گذرد
زیستن گذر گاه زمان است
واو......
یک اتفاق بی شکل
یک اتفاق بی نام
یک وجود مرموز
ولی جاودانه. |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385-8:33
-یکی از ما دو نفر |
| |
به خدا انگيزه ي بروز کردن داشتم اما نميدونم چرا به محض اينکه وارد نت شدم ديگه دلم به کار نميره ...
فکر کنم تقصير اين درسا باشه ...
برنامه ي اين ترم هم آن جزوه هاي نيمه جان
دلشوره و دلواپسي ، شبهاي وقت امتحان *
آقا ايمان شرمنده من چرند نوشتم ....
آن روزهاي اول دانشکده يادش به خير ........... امضا - سيد
پاورقی
* : خودم |
| |
لینک ثابت
|
|